شهادت زندگی ایمانی کشیش کامیل نوایی (3)
آن زمانی که با نادره ازدواج کردم بیست و سه
سال داشتم، او دختر جوانی بود و ما عاشق و معشوق یکدیگر بودیم، حدود سه سال به
خوبی زندگی نمودیم ولی پس از آن، دعواهای ما بالا گرفت و نادره که دختر شادی بود و
در خانواده با محبت و صمیمیت فراوانی بزرگ شده بود، دچار افسردگی شد و رفته رفته
زندگی شیرین ما به زندگی تلخ تلخ تبدیل شد تا آنجا که حتی نادره دست به خودکشی زده
بود ولی خوشبختانه صدمه جدی ندیده بود. من نیز خشونت های بیشتری را اعمال می کردم
و چون کمربند سیاه در کاراته داشتم خشمم را بر درب خانه خالی می کردم و دربهای
زیادی را شکستم و اینقدر رعب و وحشت در دل همسر و دختر سه ساله ام دلبر عزیز به
وجود آمد که دچار افسردگی شدند.

من از این اوضاع خیلی ناراحت بودم ولی کاری از
دست من بر نمی آمد و مجبور بودم که با این وضعیت بسازم، در همین اوضاع خیلی نگران
وضعیت تربیت دلبر عزیزم بودم، چون خیلی او را دوست داشتم و نمی خواستم او نیز
مانند من شود و چون می دانستم که ممکن است گرفتار افرادی مانند من شود و بلاهایی
مانند بلاهایی که بر سر دیگر دختران آورده بودم، بر سرش آورده شود، بسیار نگران رفتار
و رابطه های او بودم. نمی خواستم غلط تربیت شود و یا مانند نادره دچار افسردگی
شود، در نتیجه به این فکر رسیدم که برای تربیت، او را به دست مسیحیان بسپارم و
آداب مسیحیت را به او بیاموزم و در کلیسا حاضر شوم.
بدین سبب آشنایی من با مسیحیت زیاد شد و من که
انسان آلوده و معصیت کاری بودم و مرتکب بزرگترین گناهان شده بودم توانستم مسیح را
بپذیرم و محبت او را در قلب خود لمس کنم و فرزند او شوم. من در ساعت یک ربع به نه،
پنجشنبه شب، دهم می، سال 1987 در منزل دوستم قلبم را به مسیح دادم، و وقتی که از
خانه او بیرون آمدم ساعت نه و نیم شب بود، داخل ماشین نشستن و شیشه را پایین کشیدم
و سرم را بیرون بردم و فریاد می زدم خدایا شکرت.
بعدها که مسیح به ما سوگل را عطا کرد شیرینی و
امید زندگی ما دوچندان شد و من نیز به عنوان شبان در کلیسا مشغول معرفی عیسی به
مردم و زدودن روح شریر از وجود آنها شدم و برای همه در دعا می شدم و همیشه احساس
می کنم که برکت مسیح در زندگیم جاری شده و فیض او ما را در جنگ های روحانی پیروز
گرداند.
امیدوارم که همیشه مسیح قلب ما را لمس کند و
روح القدس یاور ما در همه مراحل زندگی شود و سپر ایمان هیچ راه نفوذی برای کینه و
خشم و قدرت تاریکی در دل ما وجود نداشته باشد.
جلال و برکت بر نام عیسی
پایان